أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

693

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

توپهاى صف‌شكن مبادرت نمودند . قوم قزلباشيه از آن كوه آتش مانند شير رم كرده قدرى پس نشستند و به حكم سردار والاتبار زنبور كچيان مرّيخ مهابت و تفنگچيان پلنگ صلابت بر فراز كوهى كه بر قوم روسيه مشرف بود برآمده توپچيان را معرض تير بلا ساختند ، چون آن قوم حال را چنين ديدند ، جمعى را به آن كوه متوجّه و به دفع ايشان روانه نمودند ، مقارن آن حال جماعت قزلباشيه سرها بر قربوس زين گذاشته اللّه اكبرگويان بر توپخانه يورش آوردند و « لين » « 1 » و جمعيت ايشان را متفرّق ساختند ، ديگر در آن قوم طاقت مقاومت باقى نماند لا علاج فرار را برقرار « 2 » اختيار نمودند . و از خواصّ جمله فرنگان آن است كه مادامى كه « لين » يعنى جمعيت عسكر ايشان به وضعى كه مقرّر نموده‌اند بر جاى خود ايستاده و برقرارند چون رعد غرّان و مانند صاعقه بر سپاه خصم آتش بارند ، و اگر خصم مردى كرد و اطراف ايشان را گرفته به يورش جمعيت و « لين » را برهم شكست ، ديگر مجال ايستادن ندارند . القصه : سردار ايرانى از راه حزم قبل از وقوع واقعه شوارع و طرق را بر ايشان مسدود كرده بود ، در اين وقت كه رو به فرار نمودند غازيان شير شكار را حكم كرد كه به شمشير آبدار دمار از روزگار ايشان برآوردند و نگذاشتند كه احدى از ايشان زنده بيرون رود ، و پسر خورشيد كلاه را نيز به حيله دستگير كردند ، لا علاج وى اظهار صلح نمود ، حضرت ظل اللّه نيز قبول فرمود ، بعد از

--> ( 1 ) لين : جمعيّت لشكر را گويند . ( 2 ) برقرار : در « د » نيامده است .